محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
400
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
از ماجرا آگاه شود ، او را خبر داد . در اينجا روايات مختلف است . بعضى مىگويند هنگامى كه آلفونسو از كشته شدن برادر خبر يافت ، المأمون را آگاه ننمود و آهنگ آن كرد كه پيش از آنكه المأمون او را به تعهدهايى زيانبخش وادارد نهانى از طليطله خارج شود ؛ ولى ابن ذو النون خبر يافت و خواست در بندش كشد ، اما آلفونسو توانست بگريزد . البته اين روايتى ضعيف است . آنچه مورد تأييد از روايات موثق به دست مىآيد اين است كه آلفونسو خود در حال ، ميزبانش را از آنچه گذشته بود خبر داد و او نيز شادمانى نمود . آنگاه هرچه لازم بود از مال و اسب و غير آنها برايش مهيا ساخت و در برابر اينهمه خدمت فقط خواست كه با او رفتارى صادقانه داشته باشد و استقلال مملكتش را محترم دارد و او را بر ضد دشمنان مسلمانش يارى دهد و پس از آلفونسو پسر بزرگش كه به جاى او مىنشيند مشمول اين تعهد باشد . آلفونسو نيز تعهد كرد كه جز اين كارى نكند . المأمون هداياى گرانبها تقديمش كرد و براى او از بزرگان طليطله موكبى عظيم و شكوهمند ترتيب داد كه تا مرز مملكتش او را همراهى نمودند . « 5 » لافونته مورخ گويد : « المأمون را پسرى كوچكتر بود كه اين تعهد به سببى كه بر ما مجهول است شامل او نمىشد . » سپس به رفتار المأمون با مهمان خود پرداخته ، مىگويد : « آنهمه تكريم كه المأمون بن ذو النون در حق آلفونسو به هنگام شوربختى و محنتش نمود با رفتار برادرش سانچو در حق او به كلى متباين است . سانچو برادر خود را در زندان يا دير محبوس مىسازد و اين امير مسلمان در قصر خود از او استقبال مىكند و چونان فرزند خويش گرامىاش مىدارد و سرابستان خود را تفرجگاه او قرار مىدهد و چون تختهاى پادشاهى قشتاله خالى افتاد به جوانمردى و كرم ، آلفونسو را يارى كرد تا بر هرسه تخت بىپادشاه استيلا جويد و جز آن نخواست كه با او رفتارى دوستانه داشته باشد . اينگونه اعمال كه از المأمون بن ذو النون سرزد از جوانمردى و كرمى حكايت دارد كه در اين نژاد - نژاد عرب - به وديعت نهاده شده است . » « 6 »
--> ( 5 ) . . 091 981 . p , . dibI : ladiP . M . R ; 004 - 893 . p , II . V , . dibI : etneufaL . M ( 6 ) . . 834 . p , II . V , . dibI : etneufaL . M